Effect of pre- and post-emergence herbicides and their combination on weed control and yield of safflower (Carthamus tinctorius L.)

Authors

1 M.Sc.student of Isfahan University of Technology

2 Associate Professor of Isfahan University of Technology

Abstract

In 2007, an experiment was conducted at the farm of the college of agriculture, Isfahan University of Technology, in Najaf abad (Lavark), to study the effects of two pre-emergence herbicides (trifluralin and ethalfluralin) when combined with the three post-emergence herbicides setoxydim, cycloxydim and haloxyfop and the two post-emergence herbicides desmedipham and phenmedipham on weeds and the growth characteristics and yield of safflower. In this study, ten herbicide treatments (trifluralin, ethaltrifluralin, desmedipham, phenmedipham, trifluralin + setoxydim, ethaltrifluralin + setoxydim, trifluralin + cycloxydim, ethaltrifluralin + cycloxydim trifluralin + haloxyfop, ethaltrifluralin + haloxyfop) along with the un-weeded and hand weeded controls were evaluated using a randomized complete block design with three replications. Desmedipham and phenmedipham (the post-emergence herbicides) significantly reduced the height, dry matter, yield and yield components of the safflower compared to the hand weeded and other herbicide treatments. Weeds compete with the safflower, especially in the early growing season, reduced yield components and yield in the un-weeded control (1028.1 kg ha-1) compared to the hand weeded control (1629.6 kg ha-1). All pre-emergence treatments increased the yield and yield components of safflower as a consequence of decreased competition with the crop. A higher safflower yield was obtained with ethaltrifluralin (1571.2 kg ha-1) and trifluralin (1547.8 kg ha-1) treatments. Thus, ethaltrifluralin and trifluralin might be recommended for weed control with no injurious effect on the safflower under conditions similar to this experiment.

مقدمه

گلرنگ ( Carthamus tinctorius L.) از گیاهان روغنی و یکی از قدیمی ترین محصولات زراعی انسان به شمار می رود (28) و کشت آن در ایران قدمت طولانی دارد (1، 3). روغن قابل استخراج از دانه گلرنگ 25 تا 35 درصد می باشد (25) و کنجاله آن بعد از روغن گیری دارای 24 درصد پروتئین است (27).

علف های هرز به طرق مختلف (رقابت با محصول زراعی برای جذب آب ، مواد غذایی ونور، اثرات اللوپاتیکی، مزاحمت در برداشت و غیره) باعث کاهش عملکرد محصولات زراعی می گردند (11). مرحله حساس گیاهان زراعی نسبت به خسارت علف های هرز، زمانی است که تجمع ماده خشک خیلی سریع است و در نتیجه نیاز بیشتری به منابع مورد نیاز برای رشد ایجاد می شود (ثلث اول دوره زندگی گیاه زراعی) (4، 30). رشد اولیه گلرنگ بطئی است، از این رو در اوایل رشد به وسیله انواع علف های هرز تهدید می شود. گیاه گلرنگ به دلیل رشد کند مرحله روزت در برابر رقابت علف های هرز بسیار آسیب پذیر است و علف های هرز قادرند عملکرد گلرنگ را به شدت کاهش داده و حتی باعث از بین رفتن کل محصول گردند. بنابراین از بین بردن رقابت علف های هرز در بالا بردن عملکرد آن مؤثر است (5، 33). امروزه استفاده از علف کش ها از مهمترین روش های کنترل علف های هرز می باشد (7).  لی داجو و ماندل (1996) در ارتباط با کنترل شیمیایی علف های هرز در گلرنگ اظهار داشتند که تعداد محدودی علف کش برای مبارزه با علف های هرز در گلرنگ به ثبت رسیده است (28). در مطالعه‌ای (24)، مصرف اتال‌فلورالین و تریفلورالین در کنجد عملکرد را 80 درصد نسبت به تیمار عدم کنترل افزایش داد، اما در همین مطالعه اتال‌فلورالین در دو سال آزمایش بیشترین کاهش طول بوته کنجد را در مقایسه با دیگر علف کش‌های مصرفی باعث شد. ویلی و دارلینگتون (34) با بکارگیری 23/0، 34/0، 45/0 و 56/0 کیلوگرم ماده مؤثر در هکتار از علف کش ستوکسیدیم، هیچ‌گونه خسارتی روی بوته چغندرقند مشاهده نکردند. در مطالعه انجام شده (12) در اصفهان، کاربرد علف کش ستوکسیدیم با مقادیر 25/0 و 38/0 کیلوگرم ماده مؤثر در هکتار از طریق کاهش رقابت علف‌هرز سوروف، موجب افزایش عملکرد و عیار چغندرقند در موقع برداشت گردید. در مطالعه‌ای (13)، مصرف ستوکسیدیم به میزان 3/0 کیلوگرم در هکتار موجب کاهش قطر و ارتفاع ساقه آفتابگردان شد. در مطالعه بلک شاو و همکاران (20) مصرف تریفلورالین به میزان 1/1 کیلوگرم در هکتار، اتال ترفلورالین به میزان 1/1 کیلوگرم در هکتار و ستوکسیدیم به میزان 25/0 کیلوگرم در هکتار موجب هیچ‌گونه خسارتی روی بوته گلرنگ نشد. بلاک شاو و همکاران (20) و اندرسون (16) صفت ارتفاع بوته را به عنوان معیاری در ارزیابی تحمل گلرنگ به علف کش ها ذکر نموده اند.

با توجه به اینکه اطلاعات کافی در رابطه با کنترل شیمیایی علف های هرز گلرنگ تحت شرایط اقلیمی- خاکی اصفهان موجود نیست، این مطالعه با هدف اجرای پژوهش حاضر بررسی کارایی برخی علف کش‌های پیش‌رویشی و پس‌رویشی در کنترل علف های هرز گلرنگ تحت شرایط آب و هوایی- خاکی اصفهان انجام شد.

 

مواد و روش ها

آزمایش در قالب طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی ٨٦-٨٥ در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان واقع در لورک نجف‌آباد اجرا شد. این منطقه در عرض جغرافیایی 32 درجه و 32 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 22 دقیقه شرقی و ارتفاع 1630 متر از سطح دریای آزاد واقع گردیده است. میانگین دراز‌مدت بارش حدود 140 میلی‌لیتر و درجه حرارت هوا 5/14 درجه سلسیوس در سال است. بافت خاک مزرعه لوم رسی و درصد رطوبت وزنی رطوبت در شرایط ظرفیت مزرعه 24 درصد و وزن مخصوص ظاهری آن 34/1 گرم بر سانتیمتر مکعب و pH آن حدود 5/7 می‌باشد (8). عملیات تهیه بستر شامل شخم و سیکلوتیلر بود.

در تاریخ 23 اسفند کود اوره به میزان 75 کیلوگرم در هکتار مصرف شد. جوی و پشته ها به فواصل 45 سانتیمتر تهیه گردیدند. هر کرت آزمایشی شامل 6 ردیف کاشت بود. کاشت بذور به طور متراکم در عمق 3 تا 4 سانتیمتر از رقم مورد کشت گلرنگ در اصفهان (توده کوسه) انجام شد. آبیاری اول در تاریخ 27 اسفند صورت گرفت و آبیاری های بعدی تا زمان استقرار بوته‌ها به فواصل 7 روز انجام شد. انجام آبیاری‌های بعدی بر‌اساس ٨٠ میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A انجام گردید. در مرحله 3 تا 4 برگی با اجرای تنک فاصله بوته‌ها به حدود 6 سانتیمتر (تراکم حدود 37 بوته در متر مربع) رسانده شد. علفکش‌های تریفلورالین و اتال فلورالین به صورت پیش‌رویشی در زمان آبیاری اول به آب اضافه شد و علف کش‌های پس‌رویشی (ستوکسیدیم، هالوکسی فوپ، دسمدیفام و فن مدیفام) در مرحله ٨-٦ برگی گلرنگ، به‌وسیله سمپاش پشتی و با فشار ٥/٠ کیلوگرم بر سانتیمترمربع و حجم پاشش حدود 300 لیتر در هکتار روی کرت های مربوطه و به طور یکنواخت پاشیده شد. خصوصیات علف کش‌های مصرف شده و مشخصات تیمارها در جدول 1 و 2 ذکر گردیده است.

وجین علف های هرز در پلات شاهد به‌طور مداوم و قبل از رسیدن ارتفاع آنها به ٥ سانتیمتر تا زمان رسیدگی فیزیولوژیک صورت گرفت. برای ارزیابی اثرات علف کش‌ها روی علف های هرز و گیاه گلرنگ و نیز اثر رقابت علف های هرز بر رشد و عملکرد گلرنگ صفات زیر اندازه‌گیری‌شد:

 

- تعداد بوته (در متر مربع)، ارتفاع (سانتیمتر) و وزن خشک (گرم در متر مربع) برای علف های هرز سبز‌شده به تفکیک گونه در زمان قبل از مصرف علف کش‌های پس‌رویشی، مرحله گرده‌افشانی و مرحله رسیدگی فیزیولوژیک گلرنگ اندازه‌گیری شدند. بوته ها از حد فاصل بین رأس پشته‌های دوم و چهارم به طول ١٠/١ متر (مساحت یک متر مربع) و با رعایت ٥٠ سانتیمتر حاشیه از هر طرف از سطح خاک قطع شدند. بوته های برداشت شده در هر نوبت، بعد از شمارش و اندازه گیری ارتفاع به تفکیک گونه، حذف شدند. بوته های هر گونه در داخل آون تهویه دار تحت دمای 70 درجه سانتیگراد و به مدت 72 ساعت خشک و بلافاصله پس از خروج از آون، با استفاده از ترازوی دیجیتال با دقت صد توزین گردیدند.

- به منظور تعیین اثر علف کش‌ها و نیز رقابت علف های هرز روی گلرنگ، در زمان قبل از مصرف علف کش‌های پس‌رویشی، مرحله گرده‌افشانی و مرحله رسیدگی فیزیولوژیک گلرنگ، ده بوته متوالی گلرنگ روی ردیف کاشت سوم (در محدوده شمارش علف های هرز) از سطح خاک بریده شده و پس از اندازه‌گیری ارتفاع، بوته‌ها به آون منتقل شدند و تحت دمای ٨٠-٧٥ درجه سلسیوس به مدت 72 ساعت خشک شده و بلافاصله توزین شدند.

- به منظور اندازه‌گیری اجزای عملکرد، در یک متر مربع از ردیف کاشت سوم و با رعایت ٥٠ سانتیمتر حاشیه، 10 بوته در زمان برداشت نهایی از سطح زمین برداشت شد و در آون 75 درجه به مدت 72 ساعت نگهداری شد. سپس اجزای عملکرد شامل تعداد طبق در بوته، تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه و همچنین عملکرد بیولوژیک اندازه‌گیری شد. برای محاسبه عملکرد دانه در واحد سطح مساحتی معادل 7/2 متر مربع از ردیف 5 با رعایت حاشیه برداشت گردید و پس از خرمن‌کوبی و بوجاری، دانه‌ها با ترازو توزین شدند. در نهایت داده های جمع آوری‌شده برای هر صفت با استفاده از برنامه آماری کامپیوتری SAS مورد تجزیه واریانس قرار گرفت و در صفاتی که آزمون F معنی‌دار شد، مقایسه میانگین با استفاده از روش حداقل تفاوت معنی‌دار (LSD) ، انجام گردید. معیار کارایی علف کش ها مقایسه صفات اندازه گیری شده علف های هرز و گلرنگ در تیمارهای شاهد و تیمارهای علف کش می باشد.بدلیل عدم تأثیر عملیات تبدیل داده ها1 بر نتایج، اعداد و ارقام حاصله بدون تبدیل آنالیز گردیدند. کلیه ضرایب همبستگی بین صفات محاسبه شدند و به دلیل همبستگی شدید بین کلیه صفات و عملکرد نهایی، برای تعیین سهم نسبی هر کدام از صفات اندازه گیری شده در تغییرات عملکرد نهایی، از آنالیز رگرسیون مرحله ای2 استفاده شد.

نتایج و بحث

اثر تیمارهای آزمایشی بر علفهای هرز

علف های هرز مزرعه شامل تاج‌خروس وحشی3، سلمه‌تره4، پنیرک5 و پیچک صحرایی6 بودند. خرفه7 نیز به تعداد معدودی در بعضی از نمونه‌برداری‌ها مشاهده شد. لازم به ذکر است در نمونه‌برداری اول هنوز علف کش‌های پس‌رویشی مصرف نگردیده بود، بدین لحاظ واضح است که نتایج این تیمارها در نمونه برداری اول مورد بحث نخواهد بود. همچنین به علت همبستگی ضعیف تر ارتفاع علف های هرز با میزان خسارت به محصول در مقایسه با صفات اندازه گیری شده دیگر علف های هرز (جدول 1 ضمیمه) برای تفسیر نتایج فقط تعداد و وزن خشک علف های هرز ارائه گردیده اند.

اثر تیمارهای آزمایشی بر تعداد (در متر مربع) کل علف های هرز بسیار معنی‌دار بود (جدول 3).

 

علف کش های پیش‌کاشتی تریفلورالین و اتال تریفلورالین اثر بخشی نسبتاً مساوی در کنترل علف های هرز موجود داشتند و هر دو توانستند تراکم علف های هرز را در حدود 80 درصد کاهش دهند (جدول 4). تیمارهای دسمدیفام و فن مدیفام تفاوت آماری با تیمار عدم کنترل علف‌هرز نداشتند، که با توجه به عدم مصرف علف کش‌های پس‌رویشی طبیعی به نظر می‌رسد.

در زمان شروع گرده‌افشانی (نمونه‌برداری دوم) کلیه تیمارهای آزمایشی تعداد علف های هرز را به طور معنی‌داری نسبت به شاهد عدم کنترل علف‌هرز کاهش دادند. تیمارهای علف کش دسمدیفام و فن مدیفام در یک گروه آماری قرار گرفتند و تراکم علف های هرز را 40 تا 45 درصد کاهش دادند. در همه ردیف‌هایی که علف کش های پیش‌کاشت تریفلورالین و اتال تریفلورالین استفاده شده بود اثر بخشی نسبتاً یکسانی روی علف های هرز مشاهده شد و تفاوت قابل ملاحظه ای بین این تیمارها و نیز تیمار شاهد وجین مشاهده نشد (جدول 4).

در نمونه‌برداری سوم نیز کلیه تیمارهای آزمایشی تراکم علف های هرز را به طور معنی‌داری کاهش دادند. بین تیمارهایی که علف کش پس‌رویشی به‌تنهایی به کار رفته بود (علف کش های دسمدیفام و فن مدیفام) از نظر آماری تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (جدول 4). در نمونه‌برداری دوم و سوم، در تیمارهایی که در آنها علف کش‌های پس‌رویشی (ستوکسیدیم، سیکلوکسیدیم و هالوکسی فوپ) در تلفیق با علف کش‌های قبل از کاشت (تریفلورالین و اتال تریفلورالین) استفاده شد بود، تفاوت معنی‌داری با تیمارهایی که علف کش‌های قبل از کاشت به‌تنهایی به کار رفته بود مشاهده نشد. از آنجا که این علف کش‌های پس‌رویشی علف های هرز باریک‌برگ را کنترل می‌کنند و با توجه به عدم وجود علف های هرز باریک‌برگ در مزرعه این مسئله کاملاً منطقی به نظر می‌رسد.

 

وزن خشک کل علف های هرز در هر سه نوبت نمونه‌برداری به‌طور معنی‌داری تحت‌تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت (جدول 3). در نمونه برداری اول مشاهده شد که علفکش های تریفلورالین و اتال ترفلورالین  وزن خشک علف های هرز را به طور معنی‌داری نسبت به شاهد عدم کنترل علف‌هرز کاهش داده اند. در این زمان تفاوت معنی داری در وزن خشک علف های هرز بین تیمارهای دسمدیفام، فن مدیفام و تیمار عدم کنترل علف هرز وجود نداشت. زیرا در این زمان هنوز این علف کش های پس رویشی استفاده نشده بودند (جدول 4). در نمونه‌برداری دوم تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز بیشترین وزن خشک علف‌هرز را داشت. سپس تیمارهای علف کش دسمدیفام و فن مدیفام قرار گرفته بودند. علف کش های تریفلورالین و اتال تریفلورالین وزن خشک علف های هرز را حدود 95 درصد نسبت به شاهد عدم کنترل علف‌هرز کاهش دادند و تفاوت معنی‌داری بین این تیمارها  مشاهده نشد.

در زمان رسیدگی فیزیولوژیک تیمارهای علف کش دسمدیفام و فن مدیفام هر یک در یک گروه آماری قرار گرفتند و وزن خشک علف های هرز را به ترتیب 62 و 42 درصد نسبت به تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز کاهش دادند. بین ردیف‌هایی که در آنها تیمار علف کش پیش‌کاشتی اعمال شده بود تفاوت آماری معنی‌داری مشاهده نشد و وزن خشک علف های هرز در آنها حدود 93 درصد کاهش پیدا کرد (جدول 4).

نتایج بدست آمده از مطالعه حاضر نشان داد که دو علف کش پیش کاشتی تریفلورالین و اتال تریفلورالین توانسته اند تعداد و وزن خشک علف های هرز را با تفاوت غیر معنی داری با یکدیگر، تا سطح قابل قبولی در طول فصل رشد گلرنگ کاهش دهند.

اثرات علف های هرز و علف کش ها بر خصوصیات رشدی گلرنگ

ارتفاع

ارتفاع گلرنگ در هر سه نوبت نمونه‌برداری تحت‌تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت. در اوایل فصل رشد (بعد از مصرف علف کش های پس رویشی در مرحله 6 تا 8 برگی گلرنگ)، ارتفاع گلرنگ در تیمارهای علف کش دسمدیفام و فن مدیفام (عدم مصرف علف کش‌های قبل از کاشت) تفاوت معنی‌داری با شاهد عدم کنترل علف‌هرز نداشت. بقیه تیمارها دارای تفاوت معنی‌داری با شاهد عدم کنترل علف‌هرز بودند و تفاوت قابل توجهی با هم نداشتند. بیشترین ارتفاع گلرنگ در تیمار شاهد وجین مشاهده شد (جدول 5).

در زمان گرده‌افشانی گلرنگ (دومین نمونه‌برداری)، بیشترین ارتفاع گلرنگ در تیمار وجین تمام فصل علف های هرز مشاهده شد. ارتفاع گلرنگ در تیمار علف کش فن مدیفام از تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز نیز کمتر بود هر‌چند این تفاوت معنی دار ‌نشد. تیمار علف کش دسمدیفام نیز تفاوت معنی داری با شاهد عدم کنترل علف هرز نداشت. کاهش ارتفاع گلرنگ در این دو تیمار می‌تواند به دلیل رقابت علف های هرز در اوایل رشد گلرنگ و عدم اثربخشی کافی علف کش در کاهش تراکم و وزن خشک علف های هرز باشد. تراکم علف های هرز در این تیمار در نمونه‌برداری دوم 40 درصد تراکم علف های هرز در تیمار شاهد علف‌هرز می‌باشد. این کاهش احتمالاً علاوه بر رقابت علف های هرز به عامل دیگری چون اثر سوء علف کش در تماس با گیاه گلرنگ نیز مربوط می باشد. این در مطالعه گریچار و دوتاری (24)، مصرف علفکش‌های اتال‌فلورالین به میزان 26/1 کیلوگرم در هکتار و پندیمتالین به میزان 12/1 کیلوگرم در هکتار، ارتفاع بوته کنجد را تا 66 درصد در مقایسه با تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز کاهش دادند. در مطالعه دیگری که توسط  گریچار و همکاران (23) صورت گرفت مشاهده شد که علف کش تریفلورالین به میزان 84/0 و 68/1 کیلوگرم در هکتار ارتفاع کنجد را تا 93 درصد در مقایسه با تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز کاهش دادند. پندیمتالین به میزان 56/0 کیلوگرم در هکتار ارتفاع کنجد را 47 درصد و اتال‌فلورالین به میزان 42/0 کیلوگرم در هکتار ارتفاع کنجد را 78 درصد نسبت به تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز کاهش دادند (22). در مطالعه عبداللهی و همکاران (13) مصرف علف کش ستوکسیدیم و عدم کنترل علف های هرز، ارتفاع و قطر ساقه آفتابگردان را به‌طور معنی‌داری نسبت به شاهد وجین دستی کاهش داد. اسکرودر و روزن (32) گزارش کردند که پندیمتالین به میزان 5/1 و 3 کیلوگرم در هکتار ارتفاع کنجد را نسبت به تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز کاهش دادند. در مطالعه مختاری (9) کاربرد علف کش ستوکسیدیم موجب کاهش ارتفاع آفتابگردان به کمتر از ارتفاع آن در تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز شد. اثر سوء علف کش‌ها بر خصوصیات رشدی گیاه زراعی در مطالعات دیگری نیز مشاهده شده است (13، 17، 21، 24، 26، 29، 31، 37).

در زمان رسیدگی فیزیولوژیک گلرنگ (نمونه‌برداری سوم)، بیشترین ارتفاع گلرنگ در تیمار شاهد وجین مشاهده شد. در ردیف هایی که علف کش پس‌رویشی به‌تنهایی به کار رفته بود (فن مدیفام و دسمدیفام)، تفاوت معنی‌داری بین تیمارها مشاهده نشد. برخلاف نمونه‌برداری دوم کمترین ارتفاع گلرنگ مربوط به تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز بود. این افزایش در ارتفاع در تیمار علف کش فن مدیفام ممکن است به دلیل تجزیه بقایای علف کش در گیاه و جبران صدمات حاصل از آن باشد. با این حال تفاوت ارتفاع گلرنگ در علفکش فن مدیفام نسبت به شاهد عدم کنترل علف‌هرز بسیار کم و غیر‌معنی‌دار بود (جدول 5).

 علف کش‌ها در صورت استفاده غیرصحیح می‌توانند مانند علف های هرز بر خصوصیات رشدی گیاه زراعی تأثیر منفی بگذارند. استفاده از علف کش‌ها باید پس از انجام آزمایش ها و بطور صحیح صورت پذیرد. بطوریکه دیده شد علف کش‌های فن‌مدیفام و دسمدیفام در شرایط آزمایش حاضر، نه‌تنها نتوانستند تأثیر قابل‌ملاحظه‌ای نسبت به علف کش‌های پیش‌کاشتی بر علف های هرز موجود بگذارند، بلکه باعث کاهش ارتفاع گلرنگ نیز شدند.

وزن خشک بوته گلرنگ

اثر تیمارهای آزمایشی بر وزن خشک بوته گلرنگ در هر سه نوبت نمونه‌برداری بسیار معنی‌دار بود (جدول 3). در زمان قبل از مصرف علف کش‌های پس‌رویشی (نمونه‌برداری اول)، تیمارهای شاهد عدم کنترل علف هرز، دسمدیفام و فن مدیفام دارای کمترین وزن خشک بوته بودند، که با توجه به عدم مصرف علف کش‌های پس‌رویشی تا آن زمان، به دلیل رقابت علف های هرز در اول فصل رشد بوده است. بیشترین وزن خشک، مربوط به تیمار شاهد وجین بود. تیمارهایی که در آنها علف کش پیش‌رویشی مصرف شده بود در یک گروه آماری قرار گرفتند (جدول 5).

در زمان گرده‌افشانی (نمونه‌برداری دوم)، تیمارهایی که در آنها تنها علف کش پس‌رویشی مصرف شده بود همراه با شاهد عدم کنترل علف‌هرز در یک گروه آماری قرار گرفتند و این تیمارها تفاوت معنی‌داری با دیگر تیمارها نشان دادند. هر دو علف کش پس‌رویشی، تقریباً به یک اندازه، کاهش وزن خشک بوته گلرنگ را سبب شدند و از نظر آماری تفاوتی با هم نداشتند. تیمار شاهد وجین بیشترین وزن خشک را داشت و همراه با تیمارهایی که در آنها علف کش پیش‌کاشتی استفاده شده بود در یک گروه آماری قرار گرفت (جدول 5).

کمترین وزن خشک گلرنگ در تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز مشاهده شد. با این حال مجموع تعداد و وزن خشک کل علف های هرز در تیمار علف کش دسمدیفام و فن مدیفام در اکثر موارد با تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز تفاوت معنی‌دار داشتند. عدم تفاوت معنی‌دار وزن خشک گلرنگ بین تیمار علف کش دسمدیفام و فن مدیفام با تیمار عدم کنترل علف‌هرز می‌تواند ناشی از اثر سوء این دو علف کش بر گلرنگ باشد. مختاری (‏09) کاهش وزن خشک بوته آفتابگردان را در اثر استفاده از علف کش ستوکسیدیم گزارش کرد. اثر سوء علف کش‌ها بر گیاه زراعی در مطالعات متعدد دیگری نیز (5، 13، 17، 21، 26، 37) مشاهده شده است. اگرچه در بررسی وزن خشک گلرنگ در نمونه برداری سوم اندکی افزایش قابل مشاهده بود، لیکن شباهت کلی در وضعیت این نمونه برداری با نمونه برداری دوره دوم قابل رؤیت بود (جدول 5).

اجزاء عملکرد گلرنگ

اجزاء عملکرد گلرنگ شامل تعداد طبق در بوته، تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه می‌باشد. مقایسه میانگین تعداد طبق در بوته بین تیمارهای آزمایشی نشان داد که این جزء عملکرد گلرنگ در تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز به طور معنی‌داری نسبت به سایر تیمارها کاهش یافته است (جدول5). در تیمارهایی که علف کش پس‌رویشی به تنهایی مصرف گردیده بود (دسمدیفام و فن مدیفام)، تعداد طبق در بوته تفاوت معنی‌داری با تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز نداشت. تیمار وجین و تیمارهایی که در آنها علف کش پیش‌کاشتی به کار رفته بود نیز از لحاظ آماری تفاوت معنی‌داری با هم نداشتند.

تعداد دانه در طبق، در تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز به طور معنی‌داری نسبت به شاهد وجین و کلیه تیمارهای علف کش پیش‌کاشتی کاهش یافته بود. در تیمارهایی که علف کش‌های فن‌مدیفام و دسمدیفام به صورت پس‌رویشی مصرف شده بود، تعداد دانه در طبق تفاوت معنی‌داری با تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز نداشت (جدول 6).

وزن هزار دانه در کلیه تیمارهای علف کش و همچنین در تیمار شاهد وجین، نسبت به شاهد عدم کنترل علف‌هرز افزایش یافته بود، ولی این تفاوت فقط در تیمار شاهد وجین معنی‌دار بود (جدول 6). تفاوت معنی‌داری بین تیمار شاهد وجین و تیمارهایی که در آنها علف کش پیش‌کاشتی مصرف شده بود وجود نداشت. تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز دارای کمترین میزان وزن هزار دانه بود و  بین تیمارهای علف کش و نیز شاهد عدم کنترل علف‌هرز نیز تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد (جدول 6).

توجه به میزان کنترل علف‌های هرز توسط علف کش‌ها و تأثیر علف کش‌های موجود در آزمایش بر علف های هرز (جدول3) نشان می‌دهد که کلیه اجزاء عملکرد تحت‌تأثیر رقابت علف های هرز با گلرنگ کاهش یافته است. نتایج بدست آمده از آزمایش حاضر نشان داد که کلیه اجزاء عملکرد در تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز و تیمارهای علف کش دسمدیفام و فن مدیفام که وزن خشک علف های هرز در آنها زیاد بود، به طور معنی‌داری نسبت به شاهد وجین و تیمارهای علف کشی که وزن خشک پایینی از علف های هرز در آنها مشاهده شد، کاهش داشته است. در مطالعات نادری درباغشاهی (10) اجزای عملکرد ذرت شامل تعداد بلال در بوته، تعداد دانه در بلال و وزن هزار دانه تحت‌تأثیر رقابت علف های هرز کاهش یافت. در مطالعه فوق‌الذکر همبستگی منفی و معنی‌داری بین وزن خشک علف های هرز با اجزای عملکرد وجود داشت. در مطالعات مختاری (9) نیز اجزاء عملکرد آفتابگردان شامل قطر طبق، تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه تحت‌تأثیر رقابت علف های هرز کاهش یافت. بلک شاو و همکاران (20) کاهش وزن هزار دانه گلرنگ را در اثر استفاده از علف کش‌های فن‌مدیفام و دسمدیفام به میزان 84/0 کیلوگرم ماده مؤثر در هکتار گزارش کردند.

در تیمارهایی که علف کش پس‌رویشی به‌تنهایی مصرف شده بود (دسمدیفام و فن مدیفام) اجزای عملکرد کاهش زیادی داشت. این مسئله احتمالاً به دلیل رقابت علف های هرز در ابتدای فصل است. با توجه به اثر سوء علف کش‌های مصرفی بر ارتفاع و وزن خشک گلرنگ (جدول4) این مسئله می‌تواند به خسارت ناشی از این دو علف کش نیز مربوط باشد.

عملکرد دانه گلرنگ

عملکرد دانه در واحد سطح به طور معنی‌داری تحت‌تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت (جدول 3). مقایسه میانگین عملکرد دانه در بین تیمارهای آزمایشی نشان داد که عملکرد در تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز نسبت به شاهد وجین و همچنین کلیه تیمارهای علف کش پیش‌کاشتی، کاهش داشته است (جدول 6). در مطالعه‌ای که توسط بلک شاو و همکاران (20) بر روی گلرنگ انجام شد، مشاهده شده که علف های هرز موجب 40 درصد کاهش عملکرد نسبت به تیمار شاهد وجین شدند. محققان دیگر (14، 18، 21، 24) نیز کاهش عملکرد گیاه زراعی را در اثر رقابت علف های هرز گزارش نموده‌اند. میزان کاهش عملکرد در تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز نسبت به تیمار شاهد وجین 36 درصد بود. در تیمارهایی که علف کش پیش‌کاشتی مصرف شده بود میزان عملکرد با تیمار شاهد وجین تفاوت معنی‌داری نداشت، در تیمارهایی که در آنها علف کش پس‌رویشی به‌تنهایی مصرف شده بود، عملکرد دانه با تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز تفاوت معنی‌داری نداشت. بین عملکرد و اجزاء عملکرد شامل تعداد طبق در بوته، تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه همبستگی مثبت و معنی‌داری مشاهده شد (جدول 1 ضمیمه).

کاهش عملکرد دانه در ردیف هایی که تیمار علف کش پس‌رویشی به‌تنهایی استفاده شده یود احتمالاً به دلیل خسارت ناشی از رقابت علف های هرز (به دلیل عدم مصرف علف کش‌های پیش‌کاشتی) است. همچنین با توجه به اثر سوء علف کش‌های پس‌رویشی مصرفی بر ارتفاع و وزن خشک گلرنگ و بخصوص اجزاء عملکرد، این مسئله به خسارت ناشی از این دو علف کش نیز مربوط می‌باشد. بلک شاو و همکاران (8) 66 درصد کاهش عملکرد گلرنگ را در اثر خسارت علف های هرز گزارش کردند. در این مطالعه بوسیله کاربرد علف کش تریفلورالین و اتال فلورالین به میزان 1/1 کیلوگرم ماده مؤثر در هکتار، به ترتیب 60 و 66 درصد افزایش عملکرد نسبت به تیمار شاهد عدم کنترل علف‌هرز مشاهده شد. همچنین کاربرد علف کش‌های دسمدیفام و فن‌مدیفام به میزان 84/0 کیلوگرم ماده مؤثر در هکتار موجب خسارت به گلرنگ و کاهش عملکرد آن شدند.کاهش عملکرد گیاه زراعی در اثر خسارت علف کش‌ها در مطالعات متعددی (9، 19، 26، 35، 36) مشاهده شده است.

به نظر می رسد علف کش های تریفلورالین و اتال فلورالین به صورت پیش رویشی تیمارهای مناسبی برای کنترل علف های هرز گلرنگ در تمام طول فصل، تحت شرایط مشابه آزمایش حاضر باشند. همچنین با توجه به اینکه علف کش های پس رویشی ستوکسیدیم، سیکلوکسیدیم و هالوکسی فوپ اثر نامطلوبی بر عملکرد گلرنگ نداشتند، می‌توان در صورتی که علف کش قبل از کاشت کنترل علف های هرز باریک‌برگ  را به اجرا نگذارد و در صورت مسئله‌ساز بودن باریک‌برگ ها از این سه علف کش پس‌رویشی استفاده کرد.

 

ضرایب همبستگی قوی و معنی‌دار (جدول 1 ضمیمه) بین مجموع تعداد، میانگین ارتفاع و وزن خشک علف های هرز با وزن خشک گلرنگ در هر نمونه‌برداری و با عملکرد نهایی نشان دهننده رقابت علف های هرز با گلرنگ می باشد. لیکن بین این مشخصه‌های علف های هرز، همبستگی‌های معنی‌داری وجود دارد. به این دلیل برای تعیین سهم نسبی مشخصه اندازه‌گیری شده علف های هرز در تعیین عملکرد دانه گلرنگ، از آنالیز رگرسیون مرحله‌ای7 استفاده شد. وزن خشک کل علف های هرز در نمونه گیری اول به‌تنهایی نشان دهنده حدود 70 درصد تغییرات عملکرد بود. مجموع تعداد علفهای هرز در نمونه‌گیری اول به عنوان دومین متغیر وارد مدل گردید و 2 درصد تغییرات عملکرد را توضیح داد (جدول 7). در مطالعات دیگری (2، 6)، نیز از وزن علف های هرز برای ارزیابی میزان رقابت علف های هرز با گلرنگ استفاده گردیده است.

1. احمدی، م. 1371. اصلاح گلرنگ. پژوهش و سازندگی. 16: 36-39.
2. حاتمی، م.، ح. م. علی‌زاده، م. ر. جهانسوز و س. پورداد. 1385. بررسی اثرات روش‌های مکانیکی و شیمیایی کنترل علفهای هرز بر عملکرد و اجزا عملکرد در گلرنگ (Carthamus tinctorius) و تحمل گلرنگ به علفکش‌ها تحت شرایط دیم. مجله علوم کشاورزی. 12(1): 74-67.
3. خواجه پور، م. ر. 1383. تولید نباتات صنعتی، انتشارات دانشگاه صنعتی اصفهان.
4. رستگار، م. ع. 1375. علف های هرز و روش های کنترل آن ها. مرکز نشر دانشگاهی.
5. سعادت لاجوردی، ن. 1359. دانه های روغنی. انتشارات دانشگاه تهران.
6. عبدالرحمنی، ب. 1384. بررسی اثرهای مختلف کنترل علفهای هرز بر عملکرد گلرنگ بهاره رقم 2811 اراک در شرایط دیم. مجله علوم زراعی. 7(1): 21-28.
7. کوچکی، ع.، ح. خیابانی، رحیمیان و م. بناییان. 1371.علف های هرز و کنترل آن ها (ترجمه). انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه فردوسی مشهد.
8. لکزیان، ا. 1368. چگونگی تحول، تکامل و بررسی خصوصیات کانی های خاک های سری خمینی شهر در مزرعه آزمایشی لورک نجف آباد. پایان نامه کارشناسی ارشد خاکشناسی دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان.
9. مختاری گرچگانی، ا. 1382. کنترل شیمیایی علف های هرز آفتابگردان. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه صنعتی اصفهان.
10. نادری درباغشاهی، م. 1374. کنترل شیمیایی علف های هرز ذرت. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه صنعتی اصفهان.
11. ناصری، ف. ١٣٧٠. دانه‌های روغنی (ترجمه)، انتشارات معاونت آستان قدس رضوی مشهد.
12. نحوه مبارزه شیمیایی با علف های هرز مزارع چغندرقند در اصفهان. گزارشات پژوهشی سال های 1363، 1364 و 1365، آزمایشگاه تحقیقات آفات و بیماری های گیاهی اصفهان.
13. Abdollahi, A. E., O. Modisa, O. Molsiwo and L. Mosarwe. 2001. Cynodon dactylon control in sunflower (Helianthus annus) with postemergence graminicides in a semi-arid environment. Crop Protect. 20: 411-414.
14. Aguyoh. J. N. and J. B. Masiunas. 2003. Interference of redroot pigweed (Amaranthus retroflexus) with snap beans. Weed Sci. 51: 202-207.
15. Al-khatib, k., M. M. Claassen, P. W. Stahlman, P. W. Geier, D. L. Regghr, S. R. Duncan and W. F. Heer. 2003. Grain Sorghum Response to Simulated Drift from Glufosinate, Glyphosate, Imazethapyr, and Sethoxydim. Weed Technol. 17: 261-265.
16. Anderson, R. L. 1987. Broadleaf weed control in Safflower (Carthamus tinctorius) with sulfonylurea herbicides. Weed Ttechnol. 1: 242-246.
17. Barrentine, W.L., G. E. Street and M. E. Kutz. 1984. Postemergence control of red rice. Weed Sci. 32: 832-834.
18. Berry, A. D., W. M. Stall, B. Rathinasabapathi, G E. Macdonald and R. Charudattan. 2006. Smooth pigweed (Amaranthus hybridus L.) and livid amaranth (Amaranthus lividus) interference with cucumber (Cucumis sativus). Weed Technol. 20: 227-231.
19. Blackshaw, R. E., D. A. Derksen and H. H. Muendel. 1990. Herbicide for weed control in safflower (Carthamus tinctorius). Can. J. Plant Sci. 70: 237-245.
20. Blackshaw, R. E., D. A. Derksen and H. H. Muendel. 1990. Herbicide combinations for postemergent weed control in safflower (Carthamus tinctorius). Weed Technol. 4: 97-104.
21. Friesen, G.H. and D. A. Wall. 2003. Control of Sinapis arvensis in safflower with post-emergence herbicides. Crop Protect. 10: 74-77.
22. Goyne, P. J., A. A. Schneiter and K. C. Cleary. 1990. Prediction of time anthesis of a selection of sunflower genotypes. Agron. J. 82: 501-505.
23. Grichar, W. J., B. A. Besler and K. D. Brewer. 2005. Weed control and grain sorghum (Sorghum bicolor) response to postemergence applications of atrazine, pendimethalin, and trifluralin. Weed Technol. 19: 999-1003.
24. Grichar, W. J., D. C. Sestak, K. D. Brewer, B.A. Besler, C. R. Stichler and D. T. Smith. 2001. Sesame (Sesame indicum) tolerance and weed control with soil-applied herbicides. Crop Protect. 20: 389-394.
25. Grichar, W. J. and P. A. Dotray. 2007. Weed control and sesame (Sesamum indicum L.) response to preplant incorporated herbicides and method of incorporation. Crop Protect. 26: 1826-1830.
26. Hedrich, N. 2001. Safflower production tips. Washington State University College of Agriculture and Home Economic.
27. Holm, L. G., D. L. Plunkett, I. V. Pancho and J. P. Herberger. 1977. The worlds worst weeds-distribution and biology. Honolulu, HI: University Press of Hawaii-606pp.
28. Ibrahim, A. F. and Wekil, H. R. and Yehia, Z. R. and Shaban, S. 1988. Chemical weed control in safflower (Carthamus tinctorius). Assiut J. of Agr. Sci. 19(1): 351-361.
29. Li- Dajue, L. and Mundel, H. H. 1996. Safflower (Carthamus tinctorius). International Plant Genetic. Resources Institute.
30. Miller, S. D., and J. D. Nalewaja. 1973. Effects of additives upon phenmedipham for weed control in sugar beets. Weed Sci. 21: 67-70.
31. Norris, R. F. 2000. Safflower production and weed management. University of California. Davis.
32. Patric, F. E. and M. A. Norman. 1991. Interaction of herbicide with photosynthetic electron transport. Weed sci. 39: 458-464.
33. Scrodter, G. N. and J. E. Rawson. 1984. Herbicide evaluation studies in sesame. Aust. Weeds. 3: 47-49.
34. Oekle, E. A., E. S. Oplinger and T. M. Teynor. 1992. Safflower. University of Minnesota.
35. Wiley, D. C. and L. C. Darlington. 1985. Setoxydim for grass control in sugar beet. Field Crop Abstr. 35. p 431. No 11.
36. Wilson, R. G., J. A. Smith and C. D. yonyhs. 1990. effect of seedling depth, herbicide and variety on sugar beet (Beta vulgaris) emergence, vigor and yield. Weed Technol. 4: 739-742.
37. Wilson, R. G., A. Smith and E. D. Kerr. 1987. Weed control system for transplanted sugarbeet (Beta vulgaris). Weed sci. 35: 99-102.
38. Zawierucha, J. A. and H. Watters. 1986. Postemergence weed control in sugar beets. Abstr. 35. P 431. No 11.